مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
گفتگویی با مارک هامل (Mark Hummel)
MarkHummel2

مارک هامل (Mark Hummel) نوازنده و آهنگساز آمریکایی از چهره های شناخته شده و محبوب نوازندگی در سبک بلوز است . وی سالها است که سرپرستی گروهش با نام The Blues Survivors را در مقام آهنگساز ، خواننده و نوازنده سازدهنی بر عهده دارد و افتخار همراهی با بسیاری از بزرگان موسیقی بلوز را به دست آورده است . قبلا در یکی از مقالات ایران هارمونیکا به مرور زندگی و آثار وی پرداخته ایم . مطلبی که در اینجا مشاهده می نمایید ، برگردان فارسی مصاحبه ای است با این نوازنده سازدهنی که در ماه ژوئن سال 2003 توسط دنیس کارلی (Dennis Carelli) انجام گرفته و در مجله اینترنتی Harmonica Sessions (وابسته به انتشارات Mel Bay ) منتشر شده است .

- ابتدا با چند سؤال کلیشه‌ای و خسته کننده شروع می‌کنیم که از پرسیدن آنها گریزی نیست. کی به دنیا آمدید؟

- 15 دسامبر 1955 .

- در مناطق ساحل شرقی (East Coast) آمریکا ؟

- بله در کنکتیکات (Connecticut) .

- بعد از آنجا نقل مکان کردید؟

- من که نه، مادرم این کار را کرد.

- آن موقع خیلی کوچک بودید؟

- بله . فقط یک سالم بود.

- وقتی نواختن سازدهنی را شروع کردید چند سالتان بود؟

- به گمانم حدود 14 سالم بود.

- چه کسی یا چه چیزی شما را به این کار (نواختن سازدهنی) تشویق کرد؟

- من نوازندگی را در دبیرستان شروع کردم. بسیاری از دوستانم نواختن گیتار را جدی می‌گرفتند ولی در مورد ساز دهنی چندان جدی نبودند، با این که خیلی‌هایشان ساز دهنی هم می‌زدند. ولی ساز دهنی را در حد خیلی خوبی نمی‌زدند. به همین خاطر من که با نواختن ساز دهنی به خوبی آشنا بودم و از طرفی در نواختن گیتار زیاد خوب نبودم، با خودم فکر کردم که شاید بتوانم در نواختن ساز دهنی به مهارت برسم. ساز دهنی برای من خیلی طبیعی جلوه می‌کرد و به راحتی با آن جفت و جور شدم.

- کی نواختن ساز دهنی را به صورت حرفه‌ای آغاز کردید؟

- خیلی دقیق نمی‌شود گفت. چون از دوره دبیرستان و از سن شانزده سالگی نواختن ساز دهنی را در گروه‌های موسیقی شروع کرده‌ بودم. ولی تا وقتی که در حوالی سال 1973 ـ یا همین حدودها ـ به ناحیه خلیج (Bay Area) سان فرانسیسکو (1) نرفته بودم، هیچ اجرایی نداشتم که بابتش پولی گرفته باشم.

- در آن اجراهای پولی اولی که داشتید، بیشتر موسیقی بلوز (Blues) اجرا می‌کردید یا راک (Rock) می زدید؟

- هم بلوز بود و هم راک. ولی قطعاً بلوز بود که با هاش راحت‌تر بودم. آن وقت‌ها همه چیز می‌زدم و آهنگ‌های رایج و پرطرفدار آن دوره از گروه‌هایی مثل جی گایلز (J.Giles Band) ، وار (War) و لد زپلین (Led Zeppelin) بود.

- و استونز (Stones) ؟

- استونز هم بود (2) . هر چیزی را که می‌گذاشتند بزنی، من هم می‌زدم.

- آیا ساز دیگری هم می‌زنید؟

- یه قدری با گیتار ور می‌روم ولی زیاد خوب نمی‌زنمش.

- مواقعی که در خانه خودتان تنها هستید؟

- برخی مواقع روی صحنه هم می‌زنم. وقت‌هایی که با گروهی مشغول اجرای زنده باشیم، گاه گداری می‌روم وسط صحنه و با گیتار زدنم خودم رو ضایع می‌کنم.

- کدام نوازنده‌ها را می‌توانید نام ببرید که بیشترین تأثیر را بر شما به عنوان یک نوازنده داشته‌اند؟

- خوب ، بیشتر نوازنده‌های سبک شیکاگو بلوز (Chicago Blues) . افرادی مثل لیتل والتر (Little Walter) ، مادی واترز (Muddy Waters) ، اوتیس راش (Otis Rush) ، سانی بوی ویلیامسون (Sonny Boy Williamson) و جیمی رید (Jimmy Reed) . اما این فهرست را می‌توان خیلی بیشتر از اینها ادامه داد چون من خیلی موسیقی گوش می‌کنم . خصوصاً خیلی موسیقی جز (Jazz) گوش می‌کنم و به خیلی از نوازنده‌ها گوش می‌دهم.

BillieHoliday - منظورتان نوازنده‌های ساکسفون است؟

- هم نوازنده‌های ساکسفون و هم خواننده‌های جز (Jazz) . مثلاً من عاشق بیلی هالیدی (Billie Holiday) هستم ؛ یکی از محبوب‌ترین خواننده‌های من است (تصویر روبرو) .
همین طور کاونت بیسی (Count Basie) و تمام افراد گروهش را دوست دارم . خصوصاً لستر یانگ (Lester Young) . از بادی جانسون (Buddy Johnson) و الا جانسون (Ella Johnson) هم خوشم میاد .

من به مجموعه متنوعی از کارهای مختلف گوش می‌کنم . تقریباً همه چیز گوش می‌کنم ـ از موسیقی‌های قدیمی کانتری (Country) و وسترن (Western) گرفته تا ....


- کانتری و وسترن واقعی ؟

- بله . آهنگ‌های اصیل. کارهای لفتی فریزل (Lefty Frizzell) و مشابه آن. بعضی وقت‌ها هم موسیقی راک (Rock) گوش می‌کنم. کارهای راک قدیمی در سبک سایکدلیک (Psychedelic) را اخیراً دارم گوش می‌کنم. خلاصه در این حال و هواها هستم.

Marine Band 2 - ساز دهنی‌هایی که می‌نوازید چه مارکی هستند و آیا آنها را دست کاری و اصلاح هم می‌کنید؟

- من بیشتر ساز دهنی مارین بند (Marine Band) می‌زنم (3) و یک نفر در برزیل دارم که خیلی از ساز دهنی‌هایم را برایم اصلاح و تنظیم کرده است. اسمش هست مارسیو ابدو (Marcio Abdo) .

- او چه کاری انجام می‌دهد؟ آیا گپ (Gap) را عوض می‌کند؟

- آره . گپ‌ها را عوض می‌کند (4) ، بدنه (Comb) ساز دهنی را (با مواد ضد رطوبت) می‌پوشاند و هرکاری که باشد. جو فیلیسکو (Joe Filisko) هم چند تایی از ساز دهنی‌هایم را برایم درست کرده است. البته نه خیلی، ولی برایم چند تایی ساز دهنی را تنظیم و اصلاح کرده است.

- در مورد میکروفون : من خبر دارم که شما زمانی از یک میکروفون راسکین (Ruskin) استفاده می‌کردید. آیا هنوز هم آن را به کار می برید؟

AstaticJT30 - این اواخر زیاد با میکروفون راسکین (Ruskin) کار نکرده‌ام (5) . بیشتر از میکروفون آستاتیک (Astatic) مدل JT-30 استفاده می‌کنم (تصویر روبرو). با این حال گاهی هم به سراغ میکروفون راسکین بر می‌گردم و با آن کار می‌کنم. بستگی به شرایط دارد. یک میکروفون ترنر (Turner) هم دارم که داخلش یک المنت سی . آر (Controlled Reluctance element) دارد (6) و هر از گاهی با آن کار می‌کنم. در واقع از میکروفون‌های نسبتاً متفاوتی استفاده می‌کنم. می شود گفت با سه یا چهار تا میکروفون مختلف دارم کار می‌کنم.

- آمپلیفایرهای شما را فکر کنم بشناسم، ولی ...

- فکر می‌کنی از چه نوع باشند؟

- دو تا هستند، شما دو تا آمپلیفایر بیسمن (Bassman) دارید.

- یک مدل ویکتوریا بیسمن (Victoria Bassman) و یک مدل اوریجینال بیسمن (Original Bassman) دارم (تصویر زیر).

FenderBassman59



- وقتی کنسرت بزرگی داشته باشید از روش اتصال زنجیره‌ای (Daisy Chaining) استفاده می‌کنید؟

- بعضی وقت‌ها. ولی الان بیشتر وقت‌ها از مدل ویکتوریا استفاده می‌کنم چون راستش نمی‌خوام آمپلیفایر اوریجینال بیسمن خودم را در سفرها همراهم ببرم.

- منطقی به نظر می‌رسد.

- آره.

- در اجراهای فعلی خود معمولاً چقدر در پوزیشن‌های اول و سوم می‌نوازید؟

- می‌توانم بگویم که هر شب حداقل 3 یا 4 آهنگ در پوزیشن اول می‌زنم و معمولاً 3 یا 4 آهنگ هم در پوزیشن سوم اجرا می‌کنم (7) .

- ساز دهنی کروماتیک را چطور؟

- و شاید بعدش 4 یا 5 آهنگ هم روی ساز دهنی کروماتیک اجرا کنم.

- اعضای گروهتان چه کسانی هستند و چه مدت است که با شما هستند؟

- چارلز ویل (Charles Wheal) نوازنده گیتار است. فکر کنم تا ماه آینده (ماه ژوئن) شش سالی می‌شود که با من بوده است. نوازنده بیس، استیو ولف (Steve Wolf) ، چهار سال و در واقع پنج سال است که همراه من بوده است. درامر گروه هم مارتی دادسن (Marty Dodson) است که چهار سال است با گروهمان کار می‌کند.

- گروه شما چقدر تمرین می‌کند؟

- ما تمرین نمی‌کنیم. تنها زمانی که تمرین می‌کنیم وقتی است که در حال ضبط آلبومی باشیم و ممکن است برای یاد گرفتن یک آهنگ در داخل استودیو تمرین کنیم. گاهی اوقات هم در حین ساند چک (Soundcheck) چیزی یاد می‌گیریم. ولی فقط در همین حد. معمولاً تمرین‌های ما همان زمان ساند چک است. یعنی قالب تمرین‌های ما به شکل ساندچک است.

- با این که اعضای گروهتان مدتی است که با شما هستند، اما اگر ناچار شوید یکی از اعضای گروهتان را عوض کنید دنبال چه چیزی می‌روید؟ در آن عضو جدید دنبال چه هستید؟

- به نظر من برخوردار بودن از نگرش خوب (Good Attitude) مهمترین چیز است. چون شما این طوری می‌توانید مردم را در کنار خودتان نگه دارید. اگر نگرش خوبی داشته باشند خیلی راحت‌تر می‌توانید آنها را نگه دارید و اگر نگرش بدی داشته باشند نگه داشتنشان خیلی سخت است. اما از نظر قابلیت‌های نوازندگی، اولین چیز این است که آنها باید به اندازه کافی با موسیقی بلوز (Blues) آشنا و به آن علاقمند باشند. این نکته‌ای ضروری است. کلاً 90% قضیه را نگرش تشکیل می‌دهد. ولی قابلیت‌های نوازندگی هم بخش بزرگی از آن است.

- می‌دانم که شما زیاد سفر می‌کنید (برای اجرای موسیقی)، ولی آیا فقط 200 روز از سال را در سفر هستید؟

- بین 150 تا 200 روز.

- آیا کمتر از گذشته نشده است؟

- چرا، کمی افت کرده نسبت به قبل.

- در طول همه این سالهایی که در سفر گذرانده‌اید، چه تغییراتی را در کلاب‌های موسیقی‌ و مخاطبان خود دیده‌اید؟

- تغییر عمده این است که مخاطبان ما مسن‌تر شده‌‌اند و به نظر نمی‌رسد که مخاطبان جوانتری به سرعت جای آنها را پر کرده باشند. به نظر می‌رسد که بیشتر مخاطبان ما در محدوده سنی اواخر سی و چند سالگی تا اواخر پنجاه و چند سالگی باشند. به زودی این ضرورت پیش می‌آید که نسل جوان‌تری وارد صحنه شده و این موسیقی را دست بگیرد و ارتقاء دهد. مشکل این است که افراد هم سن و سال ما فقط شب‌های معدودی را در طول یک هفته بیرون می‌روند. وقت‌هایی که در سفر هستید، به مخاطبانی نیاز دارید که دوشنبه‌ها، سه‌شنبه‌ها و چهارشنبه‌ها (3 روز اول هفته در تقویم میلادی) نیز بیرون بیایند. و بیرون کشیدن افراد مسن در چنین ایامی از هفته در بسیاری از اوقات واقعا دشوار است.

- تصور می‌کنم بخشی از این قضیه به خاطر ماهیت چرخشی و نوساندار موسیقی بلوز است که به نظر می‌رسد دوره‌هایی از اوج گرفتن و نزول کردن را داشته باشد.

- بلوز پستی و بلندی زیادی دارد. ذاتا نوسان دارد و بالا و پایین می رود.

- شهرها، کلاب‌ها و تالارهای محبوبتان را که در خارج از ناحیه خلیج (Bay Area) سان فرانسیسکو هستند و دوست دارید به آنها سر بزنید کدامند؟

- ما باشگاه شبانه زوبار (Zoo Bar) را در شهر لینکلن در ایالت نبراسکا دوست داریم. همیشه سالن خوبی است. مونتانا هم برای ما واقعا ناحیه بسیار خوب و پرجاذبه‌ای بوده است. کلاً نواحی غرب میانه (Mid-West) همیشه برای ما جای خیلی خوبی بوده است. مدتی است که در فلوریدا بیشتر کار می‌کنم و تازگی‌ها شرایط آنها قدری بهتر شده است. اما نواحی ساحل شرقی (East Coast) واقعاً برایمان سخت بوده است. الان 12 سال می‌شود که در آن نواحی برنامه اجرا می‌کنم و با این حال هنوز هم برایم دشوار است که بتوانم پیوسته جمعیت زیادی را جلب نمایم.

- آیا هر سال به اروپا می‌روید؟

- تقریباً هر سال به کشورهای اسکاندیناوی می‌رویم. ولی در سایر مناطق اروپا چند وقتی است که برنامه نداشته‌ام. الان در اسکاندیناوی سه سال پشت سر هم است که اجرا داشته‌ایم.

- انگار همین ماه ژوئن به آنجا می‌روید؟

- ماه آگوست به فستیوال بلوز نوتودن (Notodden Blues Festival) (در کشور نروژ) می‌روم. بعد در ماههای اکتبر و نوامبر دوباره برای یک تور موسیقی طولانی‌تر به اسکاندیناوی بر می‌گردیم. مدت زمان زیادی است که در (سایر کشورهای) اروپا اجرای موسیقی داشته‌ام ولی نه به صورت پیوسته. در واقع هیچ نوع پیوستگی خاصی در کار نبوده است و همین قضیه ایجاد کردن یک موقعیت شغلی را در آنجا دشوار ساخته است. هیچ وقت جای خاصی نبوده که ما هر سال به آنجا برویم. مثلاً در طی یک دوره چهارساله شاید 6 بار در ایتالیا بوده‌ام و بعد تا 7 سال دیگر به آنجا نرفته‌ام. یا مثلاً در طی ده سال اخیر 3 بار به هلند رفته‌ام ولی اخیراً به آنجا سر نزده‌ام.

- بسیار خوب، برویم به سراغ اسراری مثل آهنگسازی. آیا معمولاً برای ساخت یک آهنگ با متن ترانه (Lyrics) شروع می‌کنید یا با موسیقی؟ یا هر دوی آنها ممکن است رخ دهد؟

- بسیاری از اوقات به نظر می‌آید که متن ترانه و ملودی همزمان با هم می‌‌آیند. خیلی وقت‌ها که متن یک ترانه را در ذهنم دارم، خودش از قبل ملودی خاصی دارد که با آن جفت و جور است.

- آیا زمان خاصی را اختصاص می‌دهید به این کار و می‌گویید که امروز می‌خواهم یک آهنگ بنویسم یا این که خودش به شما الهام می‌شود؟ و هر وقت که زمانش برسد یک یادداشت کوتاه می‌نویسید.

- به گمانم بیشتر شبیه دومی باشد (الهام شدن). به عنوان مثال تصور می‌کنم صبح‌های زود زمانی است که من بهترین آهنگ‌هایم را خلق می‌کنم. بعضی وقت‌ها در باشگاه ورزشی آهنگ خوبی به فکرم می‌رسد. عجیب است، ولی قبلاً زمانی که در حال شنا کردن بودم آهنگ‌های خیلی خوبی به ذهنم می ‌رسید. ولی باید آهنگ‌ها را بلافاصله یادداشت کنم. اگر آنها را بلافاصله ننویسم فراموششان می‌کنم.

- می‌فهمم چه می‌گویید.

- ظاهراً یک دوره زمانی وجود دارد که آن ایده یا آهنگ در ضمیر ناخودآگاه (Subconscious) شما وجود دارد. و بعد بیرون می ‌آید. ایده‌ای به فکر شما خطور می‌کند و شما مجبورید که آن را بی‌درنگ یادداشت کنید و گرنه از دست می‌رود. من خیلی از آهنگ‌های خوب را همین طوری از دست داده‌ام (با خنده) . شوخی کردم.

- شما از بیلی ‌هالیدی (Billie Holiday) و برخی هنرمندان دیگر نام بردید. در مورد بقیه هنرمندان چطور؟

- خیلی خیلی از خواننده‌های بزرگ هستند که دوست دارم صدایشان را گوش کنم. واقعاً زیادند. همان طور که گفتم در طول این دو سال اخیر به صورت خیلی شدید و جدی به کار‌هایی مانند آثار قدیمی گروه فلیت وود مک (Fleetwood Mac) و (خواننده و نوازنده گیتارشان) پیتر گرین (Peter Green) گوش می‌کنم.

- آیا این آثار به شما برای نوشتن آهنگ‌ها الهام می‌بخشد؟ یا این که آنها را برای پی بردن به ساختار آهنگ‌ها گوش می‌کنید؟

- بیشتر محض سرگرمی و تفریح خودم گوش می‌کنم. این روزها فقط به این خاطر موسیقی خاصی را گوش می‌کنم که دوستش دارم. به این دلیل گوششان نمی‌کنم که بخواهم بخشی از یک آهنگ را بردارم و در ساخته‌های خودم بگذارم. البته ممکن است آهنگی را از فلیت وود مک (Fleetwood Mac) یا پیتر گرین (Peter Green) اجرا کنم، ولی در همین حد. می‌خواهم بگویم که همیشه کسی هست که دارم به کارهایش گوش می‌کنم، ولی معنیش این نیست که ضرورتاً بخواهم آن را در کارهای خودم ادغام کنم. اگر هم چنین آمیختگی و ادغامی در کار بوده باشد، خودم از آن خبر ندارم (با خنده).

- شاید این بهترین حالتش باشد.

- در مورد من قضیه این شکل رخ می‌دهد. مثلا درباره بیلی هالیدی (Billie Holiday) همین طور شده است. من در طول 5 تا 10 سال گذشته کارهای او را خیلی زیاد گوش کرده‌ام. اما نکته این جا است که فقط یکی از آهنگ‌هایش را اجرا و ضبط کرده‌ام. این ضرورتاً چیزی نیست که من به دنبال ساختنش باشم. من تلاشی نمی‌کنم که حتماً اتصال و ارتباطی برقرار کنم.

- شما هیچ وقت آگاهانه چنین ارتباطهایی را برقرار نمی‌کنید. ولی اگر چنین اتفاقی رخ دهد، به این خاطر است که در ضمیر ناخود آگاهتان دفن شده است و در یک لحظه الهام بخش بیرون می‌افتد.

- درست است.

- در مورد ضبط کردن کارهایتان صحبت کنیم چه مقدار برای ضبط کارهایتان از آمادگی قبلی و تنظیم (Arranging) استفاده می‌کنید؟ آیا زیاد از روش یادداشت کردن آکوردها (Charting Out) استفاده می کنید؟

- نه، ما هیچ وقت از روش یادداشت کردن آکوردها (Chord Charting) استفاده نمی‌کنیم. به طور کلی کاری که شما در حین تنظیم انجام می دهید این است که به چیزی مثل یک ایده برسید. مثلاً : خوب، ما قسمت ابتدای آهنگ (head) را دوبار اجرا می‌کنیم، بعد اینجا تک نوازی (Solo) خواهیم داشت، بعد دوباره به قسمت ابتدایی برمی‌گردیم، بعد می‌خواهیم یک تک نوازی دیگر داشته باشیم، و به همین ترتیب . ما این طوری آهنگ‌ها را تنظیم می‌کنیم. درست قبل از این که میکروفون‌ها را روشن کنیم پیدایش می‌کنیم (با خنده). پایه و اساس کار ما به این شکل است. به عنوان مثال، آخرین آلبومم را با گروه خودم ضبط کردم و به همین خاطر ما از مدتی قبل بر روی تعداد زیادی از این آهنگ‌ها کار کرده بودیم. و راستش در زمان ضبط تنظیم مختصری روی آن‌ها انجام دادیم. مثلاً می‌گفتیم : خوب، می‌خواهیم که طول مدت سولو را به این یا آن زمان محدود کنیم. و بعد از دوبار که این کار را کردیم دوباره به بخش آوازی (Vocal) بر می‌گردیم.

- وقتی که کاری را با سایر موسیقی دانها (افرادی غیر از گروه خودتان) ضبط می‌کنید، مثل آلبوم «قلب شیکاگو» (Heart of Chicago) ، چه کارهایی را به روشی متفاوت انجام می‌دهید؟

heartofchicago - در اصل، فرمول کار یکسان است. «قلب شیکاگو» واقعاً آلبوم محشری بود و از ضبط کردن آن واقعاً کیف کردم. ولی از برخی جهات یکی از کم قید و بندترین آلبوم‌هایی بود که تا به حال ضبط کرده‌ام. از این لحاظ که ما قبلش با هم ساز نزده بودیم. برای اولین بار بود که در استودیو با افرادی مثل بیگ آیز (8) (Big Eyes) یا رابرت استروگر (Robert Stroger) آهنگی اجرا می‌کردم. یعنی این طور نبود که ما چندان با سبک یکدیگر آشنا باشیم. اما آنها آنقدر به مدت طولانی در این کار بوده‌اند که آمدن به داخل استودیو و نواختن یک آهنگ با ریتم شافل (Shuffle) یا یک آهنگ بلوز کند و آهسته (Slow Blues) یا هر چیز دیگری بر ایشان طبیعت ثانوی شده است. برای آنها هیچ کاری ندارد.
شاید از برخی جهات رابطه بین ما فاقد آن هماهنگی بود که فی‌المثل می‌توانست با کسی مثل جونیر واتسن (Junior Watson) ، که در طول سالها خیلی با هم اجرا داشته‌ایم، وجود داشته باشد. یا با شخصی از گروه خودم، مثل چارلز ویل (Charles Wheal) یا کسی که با هم زیاد اجرا کرده باشیم، مثل راستی زین (Rusty Zinn) . تفاوت بزرگی بین این دو حالت وجود دارد.

- آیا می توانید برخی از «اسراری» را که برای ضبط کارهایتان استفاده می‌کنید به ما بگویید؟

- حتماً. یکی از آن اسرار در مورد زمانی است که ساز دهنی را نزدیک به میکروفون می‌گیرم و دستهایم را به دور آنها حلقه می کنم (Micing the Harp) . من در طول بیشتر از 20 سالی که در کار ضبط موسیقی بوده‌ام، خیلی روی این قضیه کار کرده‌ام و چند راه متفاوت برای این کار پیدا کرده‌ام. یک راهش آن است که میکروفون را در اتاقی بگذاریم که خیلی پر اکو (Ambient) باشد. مثلاً در حمام یا در یک دالان. یا در اتاقی که سطوح آن سفت باشد.

به عنوان مثال آخرین آلبوممان را در یک گاراژ ضبط کردیم. به این ترتیب که یک نیمه گاراژ به استودیو تبدیل شده بود و نیمه دیگر آن هنوز یک گاراژ بود. میکروفون‌ها را با سیم‌های بلندی که بهشان وصل بود به داخل گاراژ بردیم و به آمپلیفایرهای گیتار و ساز دهنی متصل کردیم. میکروفون‌ها هم در جلو و هم در پشت آمپلیفایرها و به فاصله 5-3 پا (تقریباً معادل 1.5-1 متر – م .) از آنها قرار داشتند. در واقع ما سه عدد میکروفون برای آمپلیفایر ساز دهنی گذاشته بودیم : یکی درست نزدیک آمپلیفایر که در حدود یک پا (حدود 30 سانتی متر) با آن فاصله داشت. میکروفون دیگر حدود 3 پا (معادل یک متر) با آن فاصله داشت و میکروفون آخر 5 پا (حدود 1.5 متر). و به این ترتیب ما می‌توانستیم تمام آن میکروفون‌ها را با یکدیگر ترکیب کنیم تا به صدای خاصی برسیم.

و نکته دیگر این که من از میکروفون‌های مختلفی برای ساز دهنی استفاده می‌کنم. میکروفون‌های مخصوص ساز دهنی هر کدامشان صدای متفاوتی دارند. آمپلیفایرها هم صداهای متفاوتی دارند. هیچ کدامشان صدای یکسانی ندارند و در ضمن صدایشان بسته به این که در چه محیطی بنوازید، فرق می کند. اگر صدایشان در یک اتاق یا محیط خاص خوب باشد، دلیل نمی‌شود که صدایشان در یک اتاق دیگر هم خوب باشد.

- بسیار خوب، به عنوان سخن پایانی و قدری هم توصیه و نصیحت ، چه سفارش‌هایی می‌توانید برای نوازندگان مبتدی، متوسط و پیشرفته داشته باشید که بر ایشان مفید باشد؟

LittleWalter - مهمترین چیزی که می خواهم خیلی در موردش به هنرجویان سازدهنی گیر بدهم (با خنده) مدت زمانی است که باید بر روی آثار ضبط شده از نوازندگی ساز دهنی وقت بگذارند. منظورم «یکی از بزرگان» است؛ نوازنده هایی مانند لیتل والتر (Little Walter) ، سانی بوی ویلیامسون (Sonny Boy Williamson) ، بیگ والتر هورتون (Big Walter Horton) ، جورج «هارمونیکا» اسمیت (George “Harmonica” Smith) ، جیمز کاتن (James Cotton) و جونیر ولز (Junior Wells) . باید زمانی را برای این کار بگذارند و به طوری جدی بنشینند و بر روی آن آثار ضبط شده کار کنند. چون خیلی زیاد به این نکته پی برده‌ام که افرادی که نزد من به یاد گرفتن نوازندگی ساز دهنی می‌پردازند، گویی تمایلی ندارند که مدت زمانی را به مطالعه آثار بزرگان اختصاص دهند. یا نمی خواهند برای کار کردن روی یک جمله کوتاه (Lick) و یاد گرفتن آن وقت بگذارند. آنها به جای اینکه با قوی کردن گوششان یاد بگیرند آن جملات کوتاه را بنوازند، صرفاً از شما می‌خواهند که نحوه نواختن آنها را دقیقاً بهشان نشان بدهی.

می‌خواهم بگویم که ساز دهنی، و به خصوص ساز دهنی بلوز، یک ساز گوشی است. اگر گوشتان را قوی نکنید، واقعاً نمی توانید آن را یاد بگیرید. و تنها راه تقویت گوشتان این است که دائماً به آن جملات کوتاه (Licks) گوش بدهید. این همان کاری بود که خود من ناچار بودم انجام دهم و بی شک بقیه افراد هم نسل من ناچار از انجامش بودند. افرادی مثل کیم ویلسون (Kim Wilson) ، راد پیازا (Rod Piazza) و ریک استرین (Rick Estrin) . تمام آنها نشستند و بر روی آثار ضبط شده کار کردند تا آنها را یاد بگیرند. و اگر این کار را نکرده بودند، امروز به چنین نوازندگان بزرگی تبدیل نمی‌شدند. این کار یک ضرورت است. فکر می‌کنم بسیاری از نوازندگان جوان و همچنین نوازندگان سطوح مبتدی و متوسطه در آن حدی که نیاز دارند بر روی مدت زمان لازم برای تقویت و رشد دادن خودشان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند . و همیشه هم این جمله را از آنها می شنوم که می گویند : "پسر ، من دارم سعی می کنم تا به سبک خودم برسم " . ولی شما تا وقتی که سایر سبک های نوازندگی را یاد نگرفته باشید نمی توانید از خودتان چیزی سر هم کنید و به سبک خودتان دست یابید . چون که سبک نوازندگی همین طوری خلق الساعه ایجاد نمیشود .

- متشکرم ، مارک . سپاسگزاریم از این که برای نخستین شماره از مجله اینترنتی Harmonica Session وقت گذاشتی و با ما گفتگو کردی . همگی ما مشتاق شنیدن دوباره اجراهای تو در آینده هستیم .

منبع :


ترجمه و پی نوشت ها : دلتا فریک – آبان 1391

پی نوشت ها :

1 - ناحیه خلیج (Bay Area) منطقه ای است پرجمعیت در شمال ایالت کالیفرنیا که دربرگیرنده شهرهای بزرگی چون سان فرانسیسکو ، اوکلند و سن خوزه است . این ناحیه هنرمندان و گروه های بسیار مطرحی را به موسیقی راک معرفی کرده است: کارلوس سانتانا (Carlos Santana) و نیل یانگ (Neil Young) ساکن این منطقه بوده اند و گروه هایی مثل گریتفول دد (Grateful Dead) ، جفرسون ایرپلین (Jefferson Airplane) ، کریدنس کلیرواتر ریوایول (Creedence Clearwater Revival) و جرنی (Journey) در این ناحیه شکل گرفته اند . فهرست گروه های برآمده از این مطقه را می توانید در این صفحه مشاهده نمایید .

2 - منظور از استونز همان گروه معروف و پرطرفدار رولینگ استونز (The Rolling Stones) است . خواننده این گروه میک جگر (Mick Jagger) است که در برخی آهنگ های گروه رولینگ استونز نواختن سازدهنی دیاتونیک را نیز عهده دار بوده است . قبلا در وب سایت ایران هارمونیکا مقاله ای داشتیم در مورد همکاری شوگر بلو (Sugar Blue) با این گروه برای ضبط آهنگ پرفروش Miss You که با مراجعه به این صفحه می توانید آن را مطالعه نمایید .

3 - این مصاحبه مربوط به سال 2003 است . در سالهای اخیر مارک هامل به استفاده از سازدهنی های دیاتونیک ساخت شرکت قدیمی و پر سابقه Seydel روی آورده است. در ضمن با مراجعه به این صفحه می توانید به چند نمونه از نواخته های Marcio Abdo گوش دهید .

4 - منظور از گپ (Gap) فاصله بسیار کوتاهی است (در حد میلی متر یا کمتر) که بین یک زبانه سازدهنی (Reed) با شکاف منطبق با آن در صفحه زبانه دار (Reedplate) وجود دارد . برای اطلاعات بیشتر در این مورد به مقاله سازدهنی دیاتونیک : ساختمان – قسمت اول مراجعه نمایید .

RuskinMic 5 - میکروفون راسکین (Ruskin) نوعی میکروفون سفارشی ساز بود که بیشتر در دهه 1990 طرفدار پیدا کرده بود و مارک هامل هم مدتی از این میکروفون برای اجراهای زنده اش استفاده می کرد (تصویر روبرو). این میکروفون ها توسط فرانک راسکین (Frank Ruskin) نوازنده و تکنیسین آمریکایی عرضه می شد . برای اطلاعات بیشتر در مورد میکروفون راسکین (Ruskin) می توانید به این صفحه مراجعه نمایید .



6 – در میکروفون های مارک شور (Shure) که در بین نوازندگان سازدهنی از محبوبیت خاصی برخوردار هستند ، از دو نوع المنت دینامیک (Dynamic Element) استفاده می شود : نوع موسوم به سی . ام (Controlled Magnetic) و نوع سی . آر (Controlled Reluctance) که هر کدام از نظر نوع صدایی که تولید می کنند و کاربردهای آن در نوازندگی با یکدیگر تفاوت دارند . برای اطلاعات بیشتر در مورد المنت های به کار رفته در داخل میکروفون ها می توانید به این صفحه مراجعه نمایید .

7 - واژه پوزیشن به طور خلاصه به رابطه بین نت پایه یک آهنگ با گام (کلید) اصلی سازدهنی اشاره دارد . برای اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید به مقاله پوزیشن ها در سازدهنی مراجعه نمایید .

8 - منظور ویلی "بیگ آیز" اسمیت (Willie “Big Eyes” Smith) است (2011-1936) که در طول دهه های 1960 تا 1980 به عنوان درامر در گروه متعلق به مادی واترز (Muddy Waters) فعالیت می کرد و در نواختن سازدهنی بلوز هم مهارت داشت . وی بارها توانست جایزه معتبر W.C. Handy را (که مهمترین جایزه در موسیقی بلوز به شمار می رود) به خاطر نوازندگی درامز از آن خود نماید و در آخرین سال حیاتش نیز موفق شد جایزه معتبر گرمی (Grammy Award) را در شاخه "بهترین آلبوم سنتی بلوز" به دست آورد .

ترجمه و پی نوشت ها : دلتا فریک – آبان 1391

مطالب مرتبط با این مقاله :

مارک هامل (Mark Hummel)