مجله اینترنتی سازدهنی
Hohner harmonicas - سازدهنی هونر
Suzuki harmonicas - سازدهنی سوزوکی
Hering harmonicas - سازدهنی هرینگ
Lee Oskar harmonicas - سازدهنی لی اسکار
سازدهنی دیاتونیک: کلید ها یا گام های مختلف
کلید ها یا گام های مختلف

هر سازدهنی دیاتونیکی به طور معمول بر اساس یک گام ماژور یا مینور خاص ساخته می شود به طوری که در حالت عادی قفط نت های یک گام خاص با آن قابل اجرا است . از آنجا که در موسیقی غربی 12 نت مختلف (با فواصل نیم پرده ای) وجود دارد ، برای تنظیم و ساخت سازدهنی دیاتونیک هم می توان از هر یک از این 12 نت به عنوان نت پایه استفاده کرد . به این ترتیب در هر کوک ماژور یا مینوری حداقل 12 گام مختلف سازدهنی وجود خواهد داشت . همان طور که در مطالب قبلی گفته شد سازدهنی دیاتونیک ماژور با کوک ریشتر رایج ترین نوع سازدهنی دیاتونیک می باشد . به همین خاطر قصد داریم در مورد گام های مختلف سازدهنی دیاتونیک ماژور و کاربردهای آن بیشتر صحبت کنیم.

کلید یا گام سازدهنی (Harmonica Key)

برای اشاره به گام یا تونالیته سازدهنی از واژه "کلید" (Key) استفاده می شود: مثلا برای اشاره به سازدهنی در گام C می گویند : Harmonica Key of C . گاهی هم به اختصار آن را C Harmonica یا C Harp می نامند. معمولا نام نت پایه بر روی بدنه سازدهنی حک شده و بر روی جعبه حاوی سازدهنی نیز به آن اشاره شده است . نت پایه در هر سازدهنی دیاتونیک در واقع همان نتی است که با دمیدن در سوراخ شماره یک سازدهنی به صدا در می آید و بم ترین نت موجود در آن سازدهنی است . این نت را به صورت 1 Blow نیز نشان می دهند .

سازدهنی دیاتونیک ماژور در 12 گام یا کلید استاندارد (Standard Key) مختلف ساخته می شود که به ترتیب زیر از بم ترین گام (G) شروع می شود تا به زیرترین گام (F#) برسد:

G, Ab, A, Bb, B, C, Db, D, Eb, E, F, F#

ممکن است هنرجویان شناخت چندانی در مورد سازدهنی های دارای صدای خیلی بم یا خیلی زیر نداشته باشند ؛ اما بیشتر آنها با سازدهنی گام C آشنا هستند . به همین خاطر بهتر است صدای این سازدهنی ها را با سازدهنی گام C مقایسه کنیم .

در بین این 12 گام یا کلید مختلف ، بم ترین صدا متعلق یه سازدهنی گام G است که در آن نت 1 Blow (نت حاصل از دمیدن در سوراخ شماره 1) یک اکتاو پایین تر از نت G موجود در سوراخ شماره 3 یک سازدهنی دیاتونیک گام C است.

از طرف دیگر ، در سازدهنی گام F هم نت 10 Blow یک اکتاو بالاتر از نت F موجود در سوراخ شماره 9 یک سازدهنی دیاتونیک گام C می باشد و این نت معادل نت 7 Blow در سازدهنی گام F می باشد . در سازدهنی گام F# که زیرترین صدا را دارد تمام نت ها نیم پرده بالاتر از سازدهنی گام F هستند.

کلید ها یا گام های رایج تر

به طور کلی در میان این 12 گام ، 7 گام رایج تر هستند که عبارتند از:

G, A, Bb, C, D, E, F

(البته گام E را می توان جزو گام های کم استفاده تر محسوب کرد).

و 5 گامی که کمتر به کار می روند عبارتند از:

Ab, B, Db, Eb, F#

(گام E را هم می توان جزو این گروه در نظر گرفت).

برخی مدل های سازدهنی دیاتونیک نظیر مدل Marine Band در هر 12 گام یا کلید اصلی عرضه می شوند ولی برخی مدل ها مانند Big River تنها در 7 گام رایج تر ساخته می شوند ( البته در سالهای اخیر گام B هم به مدل Big River در کاتالوگ شرکت Hohner اضافه شده است).
اما سازدهنی دیاتونیک محدود به این گام ها نمانده است و برای نخستین بار شرکت هایی مانند Lee Oskar و Huang اقدام به ساختن سازدهنی های دیاتونیک با صداهای بم تر یا زیرتر از 12 گام استاندارد نموده اند : این نوع سازدهنی ها را "سازدهنی بم" یا "سازدهنی زیر" می نامند . استقبال از این نوع سازدهنی ها موجب شد تا سایر شرکت های سازنده مانند Hohner و Seydel نیز به تولید این نوع سازدهنی ها روی آورند .

سازدهنی های بم (Low Harmonicas / Harps)

سازدهنی هایی هستند که نت 1 Blow در آنها بم تر از نت 1 Blow در بم ترین سازدهنی دیاتونیک استاندارد (یعنی سازدهنی کلید G ) باشد.

مثلا اگر نت مزبور نیم پرده بم تر از نت G مذکور باشد ، اصطلاحا آن را سازدهنی Low F# می نامند. در واقع در این سازدهنی تمام نت ها نیم پرده پایین تر از نت های موجود در سازدهنی کلید G هستند.

و اگر نت 1 Blow یک پرده پایین تر از نت G یاد شده باشد ، آن را سازدهنی Low F می نامند. در این سازدهنی تمام نت ها یک پرده بم تر از نت های موجود در سازدهنی کلید G هستند.

سازدهنی های بم تر از این هم وجود دارند که البته کاربردشان محدودتر است. بم ترین سازدهنی بمی که اکثرا دیده ایم در گام Low C است ولی در سال های اخیر سازدهنی Low Low F هم توسط شرکت آلمانی Seydel عرضه شده است که نت های آن یک اکتاو پایین تر از یک سازدهنی گام Low F و در واقع دو اکتاو پایین تر از یک سازدهنی گام F می باشند .
نواختن سازدهنی های بم دشوارتر از سازدهنی های استاندارد است : هم اجرای برخی تکنیک ها مانند Bending بر روی آنها دشوارتر است و هم نواختن آنها به اصطلاح "نفس بیشتری" از نوازنده می گیرد.

در بین نوازندگان قدیمی Sonny Boy Williamson II بیشتر سازدهنی های بم (به خصوص گام Low C ) را به کار می گرفت . البته در آن زمان سازدهنی های بم هنوز تولید نشده بود و Sonny Boy در واقع از سازدهنی های دیاتونیک 12 یا 14 سوراخه استفاده می کرد . سازدهنی 14 سوراخه در مقایسه با یک سازدهنی استاندارد 10 سوراخه یک اکتاو بم بیشتر دارد . Sonny Boy چندین آهنگ شاخص با این سازدهنی ها نواخته است که برای نمونه می توان به آهنگ Bye Bye Bird اشاره کرد.

برخی نوازندگان جوان تر هم مانند Dennis Gruenling در نواختن سازدهنی های بم مهارت ویژه ای دارند و با استفاده از آمپلیفایر و تکنیک های مرتبط با روش Tongue Block صدای این نوع سازدهنی ها را به صدای شبیه به سازهای بادی (Horns) مورد استفاده در سبک Jazz نزدیک می کنند . به یک نمونه از کارهای Dennis Gruenling گوش دهید :



اگر دقت کنید صدای سازدهنی بم را که یک اکتاو پایین تر از صدای ساکسفون است خواهید شنید .

سازدهنی های زیر (High Harmonicas / Harps)

سازدهنی هایی هستند که نت 1 Blow در آنها زیر تر از نت 1 Blow درزیر ترین سازدهنی دیاتونیک استاندارد (یعنی سازدهنی کلید F# ) باشد.
مثلا اگر نت مزبور نیم پرده زیرتر از نت F# مذکور باشد ، اصطلاحا آن را سازدهنی High G می نامند. در واقع در این سازدهنی تمام نت ها نیم پرده بالا تر از نت های موجود در سازدهنی کلید F# هستند.
و اگر نت 1 Blow یک پرده پایین تر از نت G یاد شده باشد ، آن را سازدهنی Low F می نامند. در این سازدهنی تمام نت ها یک پرده بم تر از نت های موجود در سازدهنی کلید G هستند.

به طور کلی کاربرد سازدهنی های زیر محدودتر از سازدهنی های بم است. در بین نوازندگان بزرگ که گاهی در آثارشان از سازدهنی های زیر استفاده کرده اند می توان به Charlie McCoy اشاره کرد .

کدام گام سازدهنی دیاتونیک را انتخاب کنیم؟

در این مورد باید به چند نکته نوجه کرد:
1. انتخاب گام سازدهنی دیاتونیک بستگی به تونالیته ، گام (Scale) و مد (Mode) آهنگ مورد نظر ، محدوده اکناوهای مورد نیاز و پوزیشن مورد استفاده برای نواختن سازدهنی دارد . مثلا برای اجرای یک آهنگ بلوز در گام G می توان از یک سازدهنی گام G (در پوزیشن اول) یا یک سازدهنی گام C (در پوزیشن دوم) یا یک سازدهنی گام F (در پوزیشن سوم) استفاده کرد. نکته مهم این است که اجرای برخی گام ها در پوزیشن های خاصی به نحو راحت تر یا موثرتری صورت می گیرد ؛ مثلا اجرای گام بلوز در پوزیشن دوم و گام مینور طبیعی در پوزیشن پنجم آسان تر است . در مورد مبحث پوزیشن ها (Positions) در آینده بیشتر توضیح می دهیم.
2. در مورد برخی آهنگ ها ممکن است نیاز به استفاده از آکوردهای خاص یا نت های تزیین خاصی وجود داشته باشد که نوازنده را ناگزیر به استفاده از گام خاصی از سازدهنی می نماید.
3. برای نواختن Train Songs (تقلید صدای حرکت قطار با سازدهنی) اغلب از سازدهنی های دیاتونیک در گام های بم (G, Ab, A) استفاده می شود.
4. در هر سبکی از موسیقی ممکن است گام های خاصی از سازدهنی کاربرد بیشتری داشته باشند. مثلا در سبک Blues رایج ترین گام سازدهنی دیاتونیک گام A است به طوری که از هر 4-3 آهنگ ، یک آهنگ با این سازدهنی اجرا می شود. علت این قضیه آن است که گیتاریست های سبک بلوز بیشتر ترجیح می دهند آهنگ ها را در گام E اجرا کنند و با نواختن سازدهنی گام A در پوزیشن دوم (رایج ترین پوزیشن به کار رفته در سبک بلوز) می توان آهنگ ها را در گام E اجرا نمود . بعد از گام A سازدهنی های دیاتونیک در گام های Bb, C, D بیشترین استفاده را دارند. سازدهنی های گام G, F هم گاهی به کار می روند ولی گام های دیگر کاربرد چندانی ندارند.
از طرف دیگر ، در سبک های Country و Irish سازدهنی های گام D و G کاربرد بیشتری دارند. سازدهنی گام G برای نواختن برخی آهنگ های فولک نیز مناسب است .
5. به این نکته هم باید اشاره کرد که برخی نوازندگان از چند گام محدود سازدهنی استفاده می کنند. برای نمونه می توان Jimmy Reed را نام برد که در اکثر آهنگ هایش سازدهنی دیاتونیک گام A را به کار برده است. یا Sonny Terry بیشتر کارهایش را با سازدهنی دیاتونیک گام Bb اجرا کرده است. احتمالا انتخاب یک سازدهنی خاص به این خاطر است که نت های موجود در آن گام سازدهنی همخوانی بیشتری با محدوده صوتی خواننده آواز دارند و از آنجا که بسیاری از نوازندگان سازدهنی آواز هم می خوانند ، ممکن است تمایل به انتخاب گامی از سازدهنی داشته باشند که برای همراهی کردن با آواز خواندشان راحت تر باشد .
6. برای اجرای برخی آهنگ ها چند سازدهنی در گام های مختلف به کار می رود . مثلا Charlie McCoy در آهنگ Orange Blossom Special از دو سازدهنی دیاتونیک در گام های F و Bb استفاده می کند .

کدام گام سازدهنی دیاتونیک برای آموزش بهتر است؟

برای آموزش سازدهنی دیاتونیک به نوازندگان مبتدی در اکثر منابع آموزشی ، سازدهنی گام C Major توصیه شده است. برخی دلایل مطرح شده در این مورد به شرح زیر است:
1. نت ها ی موجود در سازدهنی دیاتونیک گام C Major ، در واقع همان نت های گام "دو ماژور" هستند که هیچ نوع علامت دیز و بمل ندارند و فراگیری آنها برای نوازندگان تازه کار آسان تر است.
2. این سازدهنی نه صدای خیلی بمی دارد (مثل سازدهنی های گام G, A ) و نه صدایش خیلی زیر است (مثل سازدهنی های گام E, F ) و به همین خاطر نواختن آن برای نوازندگان مبتدی ساده تر است.
3. یاد گرفتن برخی تکنیک ها مانند Bending بر روی سازدهنی گام C آسان تر از سازدهنی های خیلی بم یا خیلی زیر است. (البته برخی نویسندگان کتاب های آموزشی استفاده از سازدهنی گام D را نیز برای تسهیل در یادگیری این تکنیک توصیه کرده اند)
4. سازدهنی گام C معمولا بیشتر در دسترس قرار دارد و لذا سفارش دادن و تهیه کردن آن با سهولت بیشتری امکان پذیر است.

به خاطر مجموعه دلایل فوق بهتر است آموزش سازدهنی دیاتونیک با یک سازدهنی در گام C Major شروع شود و نوازنده بعد از آشنایی با اصول کلی نوازندگی سازدهنی دیاتونیک و فراگیری تکنیک های پایه ، نواختن سازدهنی دیاتونیک را در سایر گام ها نیز امتحان کند.
البته برخی هنرجویان ممکن است به سبک خاصی علاقه داشته باشند. مثلا اگر فردی صرفا علاقه مند به فراگیری سبک Blues باشد می تواند آموختن سازدهنی را با یک سازدهنی دیاتونیک گام Bb یا A آغاز کند ؛ یا شخصی که هدفش نواختن آهنگ های سبک Irish با سازدهنی باشد می تواند با سازدهنی گام G یا (ترجیحا) D شروع نماید.
به عنوان حسن ختام این مطلب توصیه ای را نقل می کنیم از Adam Gussow که از نوازندگان و مدرسان مطرح سازدهنی است . وی به هنرجویان توصیه می کند که نواختن سازدهنی را با یک سازدهنی در گام C شروع کنند واگر در ادامه تصمیم گرفتند سبک بلوز را جدی تر دنبال کنند بهتر است سازدهنی دیاتونیک را حداقل در این سه گام تهیه نمایند : A و D و C . و سپس به سراغ سازدهنی هایی با صدای بم تر (مانند سازدهنی G ) و زیرتر (مانند سازدهنی F ) بروند . (به نظر می رسد سازدهنی Bb در این توصیه فراموش شده باشد!)


تهیه مطالب : دلتا فریک ، مرداد 1388